فیلم، عکس و طراحی وب

 

مقاله ، خبر و لینک

 

نوشته های من

 

تن و بدن میلرزد

جمعه، ۵ مهرماه ۸۷

از همان روز اول وبنویسی عادت کرده ایم با هم عقیده هامان گرم بگیریم و به قول معروف مافیا بازی کنیم! متاسفانه اینکار ابراز عقیده را کور میکند. انسان را پیرو میسازد و قدرت تشخیص و استدلال را از انسان میگیرد.(البته صدها منفعت هم دارد که ساده ترین آن آسان شنیده شدن است)
یک مشکل دیگر سیاه و سفید دیدن ماست که یکی را خوب خوب و یکی را بد بد میبینیم. یکی دیگر عقده ی خود بزرگ بینی ماست. یکی دیگر توهم مشهور بودن. یکی دیگر گوش نکردن و …

هر بار چیزی مینویسم که فکر میکنم با اقبال قاطبه وبنگاران محترم روبرو نشود، تن و بدنم میلرزد. بیش از آنکه نگران نوشته ام باشم، نگران چهره ای هستم که از خودم میسازم. اینگونه تصور میکنم چونکه خودم هم با خواندن نوشته های دیگران یک چهره خیالی از آنها در ذهنم میسازم. چهره ای با خلق و خو و تفکر خاص! طبق همین چهره تصمیم میگیرم که چگونه کامنت بگذارم. چگونه نگاهشان کنم و چگونه از آنها برای دیگران بگویم. کاش این مخ بسته ی من باز میشد…

مشکل همینجاهاست به خدا…

نوشته شده توسط مرتضی در روزانه

ارسال یک نظر

بهترین وضعیت رزولوشن 1024*1280
سرسام | استفاده از مطالب این سایت تنها با اجازه ی کتبی از نویسنده ی مطالب مجاز است ©