کارمندان عصبانی تر از کارگر ساختمانی
همیشه این سوال در ذهنم بوده که کارمندان بانک چرا اینقدر عصبانی هستند؟ گاهی اوقات وقتی یک سوال را دوبار از آنها میپرسیم(به علت شیشه ی وسط که مانع صداست!) میخواهند پیرهنشان را جر دهند و مانند یک رئیس که قرار است کارمندش را توبیخ کند با ما سخن میگویند.
البته همه ی کارمندان اینگونه نیستند ولی من تا به حال به هرکس برخورد داشتم یا رفتارش را در بانک با طرف مقابل مشاهده کردم قریب به اتفاق همینگونه بوده اند.
چند صحنه هم دیدم که سر پیرمرد یا پیرزنی -که توان درک بالایی نداشتند - چنان فریادی زده اند که توان درک که هیچ، تمام خاطرات ندیده اش به یادش آمد. جواب دادن به سوالهای ما وظیفه ی هر کارمندیست. تکان دادن سر یا بالا انداختن ابرو پاسخ های رایج بعضی از کارمندان عزیز شده است. از همه ی اینها جالب تر افسوسیست که بعضی اوقات میخورند. مثلا وقتی بعد از دوبار توضیحشان تازه دوزاریت می افتد که منظورشان چه بود، به علامت اینکه”گیر عجب آدمهایی افتاده ایم” آنچنان سری تکان میدهند انگار دکتر یا مهندسی هستند و از جهالت ما غرق در تعجب میباشند.
فرم گرفتن از آنها مانند گرفتن جانشان است. انگار شب قبل با دست مبارک فرم ها را تایپ کرده اند. یادم می آید به یکیشان فقط یکبار گفتم “یه فیش واریز لطف میکنید” طرف یهو برگشت گفت ” مگه نمیبینی دارم کار ایشون رو راه میندازم یه دقیقه صبر کن!”خدائیش جواب سوال من فقط یک جمله بود”بفرمائید” فوقش این بود”چند لحظه صبر کنید”!
خداوند آن روز را نیاورد که بگویی پول را درست حساب نکردی. این است روز مرگ تو! حال بیا قانعش کن…
متاسفانه اخلاق نادرست اینگونه افراد باعث شده همیشه کارمندان را افرادی بدون تحمل، بداخلاق و تند تصور کنیم. یکبار در اداره پست میدان رسالت یک کارمند خوش اخلاق بود که با شعر! کار ارباب رجوع را راه می انداخت. خیلی هم مهربان و خوش رو بود. حالا اینقدر هم توقعم بالا نیست که کارمندان بانک برایمان شعر بخوانند. اصلا لبخند هم نخواستیم. خواهش میکنم عصبانی نشوید. از صبح تا شب یکجا نشسته اید و با کامپیوتر راحت ترین کار عالم را انجام میدهید. با مردمی مثل خودتان سرو کار دارید. عصبانیت شما کاملا بی دلیل است. اگر فکر میکنید شغلتان خسته کننده هست و سر و کله زدن با مردم عصبانیت زا!! بهتر است شغلتان را عوض کنید. چون تنها دانش یک کار نشان دهنده صلاحیت شغلی نیست. روابط اجتماعی هم لازم است. شما برای این شغل ساخته نشده اید.
به قول خودم “طرف بیل میزند آخر ساعت کاری خوشحال است و اخلاق تندی نشان نمیدهد کسی که فقط با زبان و یکسری مهارت یادگرفتنی کاری را تکرار میکند چرا باید عصبانی شود؟”
مطلبت رو کاملا درک میکنم . من خودم شخصا توی اداره ثبت همچین مشکلی برام پیش اومد . مشکل اینه که الان توی جامعه کمتر کسی پیدا میشه که به شغل مورد علاقه اش مشغول باشه . همه برای نون در آوردن مجبورن به هر نوع کاری مشغول بشن تا روزشونو شب کنن . تازه کار اداری که خیلی هم بد نیست ولی خوب همونطور که گفتم این دلیل نمیشه که طرف حتما به کارش علاقه داشته باشه .
به خدا اینطوری که میگی هم نیست
شما جای اون کارمند بانک باشی و اول صبح یه آدم بدخلق که رو دنده چپش پا شده به تورت بخوره تاشب برات اعصاب میمونه؟!
یا مثلا اگه روز قبل از صبح تا ظهر با مشتری با اخلاق خوب سروکله بزنی و آخروقت حسابت نخونه یا مجبور بشی ۴۰-۵۰هزار تومان یا کمی بالا و پایین از جیبت بزاری چطور؟