فقط آبمیوه مصنوعی
اولا ممنون از نیما اکبرپور به خاطر توجه اش. ثانیا مشکل از قلم نیمه جان بنده بود اگر موضوع را اینگونه بیان کردم، چون نقدی را خواندم همسان با طرز تفکر خودم(به جز یک پاراگرافش که نام خودرو در میانش نقش بسته بود).
ثالثا اینکه، سوال پایانی مطلب اینجانب تمام هدف من، برای نوشتن آن بود. در حقیقت ، در نشریات زرد ایران چیزی جز درجا زدن ندیدم که اینها را نوشتم. (تکلیف هفته نامه های ضعیف و صرفا شایعه پراکن که مشخص است که حتی ارزش زرد نام گرفتن هم ندارند، میماند چند نشریه روی میز دکه ها!) تمام تلاش من این بود که بگویم، اگر میخواهیم به روابط خانوداگی و خصوصیات اخلاقی بازیگران بپردازیم نوع حرفه ای آن باعث پیشرفت و پاک کردن عیوب میشود. چه در هنرمند و چه در جامعه. من هنرمند را الگو میدانم که شاید یک دیدگاه سنتی باشد. چه ایرادی دارد زوایای تاریک زندگی یک هنرمند برای مردم روشن شود. اصلا چرا یک هنرمند باید زوایای تاریک داشته باشد و اگر دارد از روشن شدنش بترسد؟ او مسئول نیست؟ هنرمند به سادگی وارد خانه ما میشود(از طریق تلویزیون یا اثر مکتوب) ولی به ما اجازه نمیدهد از حال او با خبر باشیم! به نظر شما تا به حال هیچ هنرمندی کار نابهنجار انجام نداده!؟ موضوع تنها لو دادن و فضولی نیست. کمک به هنرمند و جامعه است. ابتدای مطلبم از شبکه E و MTV نام بردم چون حرفه ای بودن را میپسندم. در هیچ جای مطلبم دروغ گویی یا تحقیر در مورد هنرمند را تائید نکرده ام، همانطور که هیچوقت نازک نارنجی بودن، گوشه گیری و دیوار کشیدن دور هنرمند را تائید نمیکنم و نخواهم کرد. همانقدر حق برای هنرمند قائل هستم که برای یک روزنامه نگار قائلم.
بگذارید یک مثال ملموس بزنم اساسی! نشریه “ایده آل” را که دیده اید. به نظرم این نشریه اگر از مباحث پزشکی و سلامتی اش بکاهد و صرفا یک نشریه هنری شود میتواند یک الگوی ایده آل و قابل قیاس با نوع خارجی اش، از نظر زرد بودن باشد(با بسط همین چند صفحه ی هنری اش هم میتواند).
البته این زرد بودن به معنی سخیف بودن و بی زحمت کار کردن نیست. به نظر من چهار عنصر جذابیت، ساده نویسی، مخاطب محور بودن و حرکت روی خط قرمز، سازنده یک نشریه زرد است. در ایران مردم و روزنامه نگاران نشریات زرد را تنها با فضول بودن و دروغ سازی معنی میکنند که به نظرم برداشتی سطحیست. البته این معنا را در یک دریافت تسلسل وار برداشت کرده ایم. روزنامه نگاران به تعدادی نشریه نام زرد میدهند، ما هم آن نشریات را میبینیم که فقط فضولی میکنند و دروغ مینویسند. خب ما هم معنی میکنیم زرد یعنی دروغ نویسی!! حتی از میان سه کارشناس تنها دو کارشناس دیدگاه تقریبا یکسانی در مورد رسانه ی زرد دارند.
پایان کلام اینکه در محل زندگی من یعنی ایران! نشریات حرفه ای زیادی وجود دارند که مخاطب حرفه ای دارند و متاسفانه فاصله شان از نشریات دیگر بسیار زیاد است. تکلیف عموم مردم چیست؟ این فاصله را چه چیزی باید پر کند؟ من هم، عقیده ی شما را میپسندم که آبمیوهای مصنوعی مسموم پرکننده خوبی برای این فاصله نیستند. منظور من هم تنها آبمیوه مصنوعی بود، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه بیش!
کمی هم نگران سطح سلیقه رسانه ای و حتی دیدگاه نوجوانان و عموم مردم نسبت به هنرمندان هستم. همین!