اگر ازدواج کنی وب را باید کنار بگذاری!
تیتر گمراه کننده هست ولی واقعیته! حداقل میشه گفت برای غریب به اتفاق وبلاگ نویس ها و وبگردهای مخفی! صادق هست. سال هشتاد و یک من اولین وبلاگ خودم رو درست کردم. درست درسالی که وارد دانشگاه شدم. سه چهار سال نوشتم و اتفاقا چون به اسم خودم نمینوشتم هر چه دلم خواست بیرون ریختم! دوست های زیادی هم پیدا کردم. اغلب هم هم عقیده و خوشحال! خوشحال به این دلیل که وب را نه به صورت تخصصی بلکه مثل خودم محلی برای تخلیه روحی،جسمی و … میدانستند. اما نمیدانم چه شد که هر کدام از این جمعیت عظیم رفقا وقتی قاطی مرغ ها میشدند وب را میبوسیدند و کنار میگذاشتند! این چند خط داستان را برای این گفتم که بدانید از روی شکم حرف نمیزنم! کاملا این موضوع تجربیست. متاسفانه اسم نمیتوانم بیاورم ولی خیلیها همسر را بر وب ترجیح میدهند و این یک ترجیح بی ربط ولی ممکن است. (شما چند نفر مزدوج اعتراض نکنید که جزء نوادر هستید!) اما راه حل چیست؟
یکم. ازدواج نکنیم.
دوم. همسر وبلاگ دار برگزینیم!(که این هم موردی دارم که افاقه نکرد و هر دو وب را بوسیدند و کنار گذاشتند!!)
سوم. در عقد نامه ذکر کنیم که وب را رها نمیکنیم!
چهارم. اینترنتی ازدواج کنیم!!(منظور این است مزدوج فقط از راه اینترنت بمانیم و اصلا هیچ رابطه ی اجتماعی مرسومی نداشته باشیم)
مورد آخر به نظرم بهترین روش هست. نمیدونم قبلا سایتی تو این زمینه درست شده یا نه. ولی فکر خیلی خوبیه. میشه یه سایت ساخت تو مایه های اورکات و سیصد و شصت، که ویژگی ازدواج رو به محیطشون اضافه کنن. حالا حق یک همسری یا چند همسری بماند بعد از راه افتادن سایت!! اگه ایرانی باشه که مهریه هم باید اضافه بشه…
بیخیال بابا! حالا خانوم همسر هر روز صبح که پا میشه تقاضای شارژ اکانتش رو از ما میکنه :دی
راستی ،صادق و حدیثه از اون زوجهایی هستن که بعد از ازدواج هنوز هم بلاگ نویسی میکنن:
صادق: http://www.blognevesht.com/
حدیثه: http://sad-eye-never-lie.com/