دوشنبه، ۳۱ تیرماه ۸۷
امروز بدجور درگیر این فرندفید شدم. یه چیزهایی هم فهمیدم. مثلا اگه گفتید “لایک کردن” یعنی چی؟ یه چیزی تو مایه های “پست کردن” یا “کامنت دادن” هست. خدائیش ما ایرانیها آخرشیم! اینجا امکانات نداره وگرنه میگفتم “لایک کنید”!
یک نظر »
نوشته شده توسط مرتضی ( روزانه )
یکشنبه، ۳۰ تیرماه ۸۷
یادمه یک بار آقای مختاباد (خواننده) مهمان برنامه ی “مردم ایران سلام” بود. ایشان در میان کلامشان گفتند “مشکل ما این هست که شبکه ای مثل MTV نداریم و صدا و سیما به موسیقی نمیپردازد” (نقل به مضمون) نکته اینجا بود که تا این آقا گفت “ام تی وی” انگار به خانواده مجری برنامه توهین شده باشه(آقای شهیدی فر) ایشون هم زود پریدند وسط حرف ایشون و گفتند “ام تی وی که شبکه ی خوبی نیست و مضر هست و…”. بیچاره مختاباد هم سعی کرد منظورش رو جور دیگه ای بگه. جالبه صدا و سیما از اسم “ام تی وی” هم میترسه اما خودش فکری به حال ارضا کردن این نیاز عامه ی جوانان یعنی موسیقی نکرده. تو کشورهای خارجی گوش کردن موسیقی، دیدن کلیپ، رفتن کنسرت و … جزء تفریحات سالم هست اما اینجا بعضا به عنوان جرم از اون یاد میشه! خلاف جریان آب شنا کردن برای بعضیا باعث تقویت عضلات و برای خیلیا باعث صدمه دیدن میشه! کل دنیا میگن صنعت موسیقی و سینما محلی برای تخلیه روحی و روانی جوانهاست، حالا ما هی بیایم به این موضوع تبصره و ماده اضافه کنیم. خدائیش دیگه نمیدونم چطوری منظورمو برسونم!!
نظرات شما »
نوشته شده توسط مرتضی ( روزانه )
یکشنبه، ۳۰ تیرماه ۸۷
داشتم به طور اتفاقی کانال E را نگاه میکردم.(خیلی هم اتفاقی نبود!) نامردا به رنگ جوراب خواننده ها و بازیگرها هم کار دارند. خبرنگارها منزل روبروی خانه ی یک خواننده را برای چند ساعت اجاره میکنند تا از طریق پنجره و … چند تا عکس یا فیلم از کارهای شخصی هنرمند مربوطه بگیرند و به صاحب مجله بفروشند و پول کلان به جیب بزنند. من که وقتی این کانالو میبینم همش در حال تعجب هستم. (مثلا یه برنامه داره به عنوان ده خبرساز روز! فکرشو بکنین مجله های ما آخر سال که میشه ده خبر ساز سالو تیتر میکنند!! کلی هم با خودشون حال میکنند.)(الان داشت نشون میداد یک خانوم هنرمند آمریکایی که دست در دست نامزدش رفته بود رستوران، وقتی که داشت از پله ها بالا میرفت نا خودآگاه دستش خورد به دست یه آقای دیگه!! اینو زوم کردن، دورش دایره کشیدن، چمیدونم کارشناس داوری آوردن! و… .)
این شبکه و شبکه هایی مثل MTV بیننده هایی داره که تشنه ی اخبار خاله زنکی در مورد هنرمندها هستند. البته کانال E روی همه ی شبکه ها را سفید کرده. ظاهر این موضوع شاید آزار دهنده باشه اما به نظرم لایه های پنهانی داره که صد در صد به نفع هنرمندان یک کشور هست. این روزها که همه جای وب حرف خسرو شکیبایی و از دست رفتنش هست و همه آه از دست رفتن میدهند، بهتر است فکری به حال گردش اطلاعات در مورد هنرمندان هم بکنند. خوشبختانه خسرو شکیبایی از آن نوع هنرمندانی نبود که از یاد رفته باشه و با از دست رفتنش احساس فقدان نکنیم. شکیبایی تا آخرین روزها هم کار میکرد و فیلمهایش را خیلیها دوست داشتند. اما تمام خاطره ها از او تنها به چهارچوب فیلم و سریال و شاید نوارهاش برمیگرده.(امشب دو قدم مانده به صبح افتخار داد و پشت صحنه ی آخرین فیلمش را پخش کرد ، البته کاری کرد که قبلا باید میکرد)
کسی از زندگی خسرو شکیبایی خبر ندارد. کسی هنوز نمیداند چرا دو بار ازدواج؟ فرزندانش چه کسانی هستند؟ آیا سوم تیر به احمدی نژاد رای داد؟ و آیا دستمزدش واقعا بالاترین دستمزد بود؟ این صدای زیبایش را چگونه کشف کرد و پرورش داد؟
شاید برای قشر فرهیخته و روشنفکر که دستی بر وب و کتاب دارند حرف های بالا مضحک به نظر برسد. اما کاش میتوانستم منظورم را به خوبی برسانم تا دریابید از چه سخن میگویم.
سایت های سینمایی و پایگاه های هنری (مشابه سینمای ما یا هفتان) وقتی موثر هستند که چند شبکه ی خوب شایعه پراکنی و اخبار عامه پسند در مورد هنرمندان داشته باشیم. اخبار عامه پسند ما محدود شده به لو رفتن عکس عروسی و عکس های خانوادگی که اقبال به آن تنها ناشی از محدودیت های جامعه ماست و نه چیز دیگر. تا حالا چند بار شده یک مصاحبه یا یک گزارش تصویری از یک هنرمند فک شما را پیاده کند؟ کاری که هر لحظه شبکه ها و نشریات خارجی با بینندگان و خوانندگانشان میکنند… صاحبان سایت های فرهنگی چه فکر میکنند؟
در دید بودن یک هنرمند یعنی زنده بودن. اینکه آوازه خوان برای نشان دادن کارش ویدئو میسازد کوچکترین نمونه برای این مدعاست. اینکه بریتنی اسپیرز(اگر هنرمند بنامیمش) حتی بیمارستان رفتنش هم از دید خبرنگاران پنهان نمیماند، یک نکته مثبت است و نه منفی! اینکه همجنس بازی جرج مایکل تیتر یک میشود یا اعتیاد خواننده متالیکا و سپس ترک اعتیادش در تیتر اخبار بود، نکته ی مثبت است. کمی عمیق تر نگاه کنیم.
فرض محمد اصفهانی سوژه ماست. چه کسی میداند آیا محمد اصفهانی سینما میرود؟ با چه کسی میرود؟ چه فیلمی دوست دارد؟ طرفداران خودآگاه یا ناخودآگاه تشنه ی دانستن شایعات و واقعیات هستند. به نظرم نگاه کردن از یک زاویه و دیدن نکات منفی این نوع خبرپراکنی.هیچ مشکلی را حل نمیکند. نتایج ساده زیر را ببینید:
محمد اصفهانی به سینما نمیرود–>طرفداران سینما ناراضی میشند. دیگر هنرمندان اعتراض میکنند. عده ای محبوب میشوند. کار خوب و بد در ناخودآگاه کودک یا نوجوان معنی پیدا میکند.
محمد اصفهانی به سینما میرود–>طرفداران سینما خوشحال میشوند:
محمد اصفهانی فیلم سگ کشی را دوست دارد یا سریال یانگوم؟
محمد اصفهانی در انتخابات سوم تیر به دکتر معین رای داد یا احمدی نژاد یا اصلا شرکت نکرد؟
محمد اصفهانی در کجای تهران زندگی میکند؟
محمد اصفهانی چگونه در خیابان راه میرود؟ اصلا چه اتومبیلی دارد؟
سوالات بالا شاید ابتدا چیزهای معمولی به نظر بیایند اما عامه از پاسخ ها لذت میبرد. عده ای را به هنرمند نزدیک و حتی حس تنفر را نسبت به هنرمند در عده ای تقویت میکنند. اینها وجود داشتن هنرمند. یعنی اگر محمد اصفهانی فردا سیگار کشید شبکه یا سایتی که بطور حرفه ای شایعه میسازد!! با عکس و فیلم، آن را نشان دهد. این به خود هنرمند کمک میکند. شاید محمد اصفهانی فراموش کرده که همه او را میبینند.(البته با پوزش از محمد اصفهانی!)
اینکه بگوئید نشریات زرد همینگونه به موضوعات میپردازند درست نیست. نشریه People تنها از لحاظ ظاهر، با کدام نشریه زرد داخلی قابل مقایسه است؟ اگر موضوع خط قرمزهای وزارت ارشاد باشد تا حدی درست است اما دیدیم همین “همشهری جوان” مساله دستمزد هنرمندان را موضوع پرونده اش کرد.(راست و دروغش بماند) آب هم از آب تکان نخورد فقط چند هنرمند تکذیبیه دادند و این حرفا که به نظرم به خاطر نادر بودن این اتفاق معمولی جهانی! در ایران، این اتفاق افتاد .
نتیجه بگیرم که هنرمند سلامت است وقتی دیده شود. جامعه سلامت میماند وقتی هنرمندش را ببیند و یاد بگیرد که کار خوب او را انجام دهد و کار بدش را سرزنش کند. گردش مالی در زمینه اخبار عامه پسند، واقعا شکوفا کننده اقتصاد است.
ارزش نشریات تخصصی در چنین محیطی مشخص میشود. آب میوه به اندازه ی میوه ی طبیعی مفید نیست اما به نظرم تا آب میوه مصنوعی نباشد، ارزش میوه ی طبیعی مشخص نمیشود. عده ای هم فقط آب میوه میتوانند مصرف کنند که اصلا اشکالی ندارد…
(مثل این میماند که بگوئیم دنیای سیاست به “رجا نیوز” هم نیاز دارد. درست است؟)
سوال پایانی:
یک گروه مطلع و دانا اگر یک نشریه عامه پسند یا یک سایت شایعه پراکنی تولید کنند نتیجه کار چه میشود؟
————————-
نقد نیما اکبر پور
پاسخ اینجانب
یک نظر »
نوشته شده توسط مرتضی ( جامعه )
پنجشنبه، ۲۷ تیرماه ۸۷
تو ماشین بودم داشتم بیرون رو نگاه میکردم. یهو به این فکر افتادم چرا بعضی چیزا رو میبینم ولی به بعضی چیزا نگاه میکنم. اون چیزایی رو که میبینم فقط میبینم و مغز داره به چیزای دیگه فکر میکنه ولی چیزایی رو که نگاه میکنم واقعا دارم نگاه میکنم! به همین چیزا که فکر میکردم داشتم بیرون رو فقط میدیدم!!
حالا بی خیال! یک کم که زور زدم( ایرانی شده ی فکر کردن همان زور زدن است) دیدم ممکنه هر آدمی جای من باشه ولی اون چیزایی رو که من میبینم نگاه کنه و اون چیزایی که من نگاه میکنم ببینه. در حقیقت هر کسی بنا به ژن و محیط بزرگ شدنش نسبت به بعضی چیزا حساسیت داره. مثلا شاید یکی یه چراغ روشن میبینه یهو یاد یه موضوع توی کودکیش بیفته یا یکی دیگه وقتی لامپ میبینه به حجم و نوع ساختش نگاه کنه. حالا اینو در نظر بگیرید که زمان هم بیاد تو مساله یعنی یک دقیقه این نگاه رو میکنه یا یک ساعت؟ چقدرش رو میبینه و چقدرش رو واقعا نگاه میکنه؟ خدائیش مخم …. .
میخوام اینو بگم که اینجور دید به دنیا تو توانایی های آدم نه تنها بی تاثیر نیست بلکه خیلی هم موثره و شخصیت و توانایی رو میسازه. مثلا به نظرم(بدون هیچ منطق علمی) آدمایی که بیشتر تو فکر و رویا هستند بیشتر میبینند تا اینکه نگاه کنند. یا آدمایی که علاقه به رشته های فنی دارند بیشتر نگاه میکنند تا اینکه ببینند (در هپروت سیر کنند) یک سری آدم هم هستند که میانگین این دو گروه اند. مثلا به نظرم یک نقاش علیرغم اینکه اسم هنرمند روش هست، بیشتر نگاه میکنه.(برعکس شاعر که بیشتر میبینه و نگاه نمیکنه)
شما از کدام گروهید!؟ (این جمله ی سوالی هم آخر گذاشتم که شبیه این مقاله های علمی خارحکی بشه!)
نظرات شما »
نوشته شده توسط مرتضی ( عمومی )
سه شنبه، ۲۵ تیرماه ۸۷
سطح : فوق مقدماتی! – مقدماتی – متوسط - پیشرفته
گویش : عامیانه – کتابی - علمی
—————————————
ادامه مطلب