خوابنوشت
ثبت شده در بخش روزانه در تاریخ ۸۸٫۱۱٫۲۹
وقتی شب سقف تاریک اتاق را نمیبینم، وقتی دستانم به پتو نمیرسد، وقتی آنقدر شل شده ام که توان سر گذاشتن روی بالش ندارم آنوقت هست که نا امید میشوم و میخوابم.
وقتی شب سقف تاریک اتاق را نمیبینم، وقتی دستانم به پتو نمیرسد، وقتی آنقدر شل شده ام که توان سر گذاشتن روی بالش ندارم آنوقت هست که نا امید میشوم و میخوابم.
من نوشته:
چه غمگین بود…
۹۱٫۰۶٫۱۸ at ۱:۱۶ ب.ظ