سرسام

وقتی اقلیتی به خاطر اکثریت در عذابند

ثبت شده در بخش عمومی در تاریخ ۸۸/۰۶/۱۱

همیشه ماه رمضان با سوال های زیادی برای من همراه بود و فعلا هیچ پاسخی، اندکی نتوانسته قانع ام کند. این سوالات بیش از آنکه به موضوعیت روزه مربوط باشد مربوط به ظواهریست که فرهنگ ها و جوامع مختلف برای خود ایجاد کرده اند. یکی از این سوالات ممنوعیت خوردن و آشامیدن در ملاء عام است. اصولا درک این موضوع که یک اکثریتی عقیده ی خود را به زور به خورد بی عقیده ها(یا طرفداران عقیده ی دیگر) دهد برایم مشکل است. اگر برده داری بد است، اگر تفتیش عقیده بد است، اگر شستشوی مغزی بد است، اگر اجبار به یک عمل غیر عقلی بد است چرا یک گروه بر مبنای ویژگیهایی که فقط خودشان را مشمول آن میدانند دیگران را مجبور به تبعیت از اوامر خود میکنند و ویژگیها و عقایدشان را نادیده میگیرند؟ عده ای چرا عقیده ی خود را غالب میدانند؟ (نظر شما را به این استدلال جلب میکنم که”چون ما ۹۹ درصد میخواهیم غذا نخوریم پس همه ی رستوران ها باید تعطیل شود!!”)

دیگر بحث اکثریت، اقلیت در محلی که حقوق انسانی مطرح است وجود ندارد.(دادگاهی را تصور کنید که عده ای در روستا  را به دلیل اینکه اکثریت مردم میخواهند! از آشامیدن آب محروم کند. دلیل مردم هم اگر من بین آنها زندگی کنم بسیار منطقیست و اگر بین روستائیان باشم یا یک آدم فضایی خلاف آداب انسانیست!)

آیا اینکار خودش یک نوع تظاهر نیست؟ روزه نمیگری اما تظاهر میکنی که روزه داری! سختی بار وجدانی ناشی از ظاهرسازی بماند. این پایمالی حقوق دیگران چه میشود؟ خنده دار عبارت “تظاهر به روزه  خواری“ست، حال آنکه سفسطه از آن میبارد. همین بس که عبارت “تظاهر به روزه داری” معقول تراست چون معمولا “قبح تظاهر” در تظاهر به چیزیست که خلق شده و تعریف و تدوین گردیده باشد( مثل تظاهر به پاکی، تظاهر به بیماری با تظاهر به مطیع بودن . واضح است که تظاهر نکردن به پاکی نشان ناپاکی نیست یا تظاهر نکردن به بیماری نشان از سلامتی کامل نیست و … . درحقیقت استنباط از عکس  آن منتج به نتیجه گیری قطعی نمیشود. در مجموع  این تظاهر که چیزی به ما می افزاید و اعتبار مادی و معنوی به ما میدهدو به ناحق ما را به هر نحوی بالا میکشد مفهوم دستمالی نشده ی تظاهر است نه آنچه که عبارت متناقض “تظاهر به روزه خواری” نشان میدهد.)

چه بخواهیم چه نخواهیم روزه گرفتن اکثریت،  تصمیمیست که دیگران برای خودشان گرفته اند و نه برای همه! ما روزه میگیریم که خودمان را به زحمت بیندازیم و نه دیگران را . شاید البته!
احترام یک امر شخصیست و بی احترامی تا زمانی که به بی قانونی و بی نظمی منتهی نشود عقلا بر هم زننده و موجب هرج و مرج نخواهد بود. (و یادم هست یکی از دلایل نوشته شدن قانون  برای همین موضوع است  که هرکس و ناکسی درونیات و عقاید خودش را به زور به دیگران فرو نکند!) اینکه کسی در ملاء عام آب بنوشد چه نوع بی قانونیست؟

اینکه گزارش تلویزیونی تهیه کنیم که” آقا چرا سیگار میکشی” و آن شخص بی آنکه مجرم باشد مجبور به توجیه شود در حد اعمال فاشیستی ترین ارگان های موجود در تاریخ است. اما فرم مدرن آن!

ما روزه میگیریم.  گویا یهودیان نیز اینگونه اند اما چه چیزی سبب شده برخی حکومت ها به بهانه ی آسایش روزه دارن، دیگران را از حقوقشان محروم کنند؟ این اجبار نا معقول به حفظ حرمت ساختگی، از کجا ناشی شده است؟ روزه و روزه دار محترم اند اما نه به اندازه ای که احترام و حقوق اولیه دیگران پایمال شود. هر کس مختار است صندلی مترو را برای پیرزن و پیرمردی خالی کند حالا چه بر مبنای دلسوزی چه بر مبنای ثواب و چه ظاهر سازی! ولی هر کس اینکار را نکند نه بی احترامی کرده و نه ریاکار است!(۱)

(۱) راستی پیرمرد و پیرزن به ذات (کهولت سن) چرا نسبت یه جوان ترها باید قابل احترام ترباشند؟

شما میتوانید یک پاسخ ویا ترک بک از سایت خودتان بفرستید RSS 2.0

۲ نظر to " وقتی اقلیتی به خاطر اکثریت در عذابند "

  1. نسترن نوشته:

    من و دوستمو چون داشتیم تو حیاط پشتی کتابخونه غذا می خوردیم اخراج کردن!چون کتابخونه جای کتاب خوندنه نه غذا خوردن!!!

    ۸۸/۰۶/۱۲ at ۱۲:۱۶ ق.ظ

  2. mohammad نوشته:

    salam rafigh
    koja ba in ajale
    hala fekr kardi ma ke rooze migirim hich shaki dar din nadarim
    baba age bedooni ke man be che mi andisham digar ingoone soal haye ba javab nemiporsidi chizaye kheyli mohmtari hast
    movafagh bashid.

    ۸۸/۰۷/۲۰ at ۹:۳۹ ب.ظ

نوشتن پاسخ

بزودی : نرم افزار آموزشی مبانی توربولانس و مدلسازی
بزودی : دانلود جزوه ی مرور مکانیک سیالات به همراه سیالات پیشرفته از همین سایت
این سایت در حال بازسازیست/بخش های دیگر به مرور تکمیل میشوند
صفحه من در فیس بوک توئیتر صفحه فرندفید من